امشب، شب عاشقی و دلدادگی است. امشب یاران حسین (ع) آمده اند تا وفاداری خود را به رخ عالم بکشند. امشب، شب تاسوعاست. شب دلدادگی عاشقان حسین.
امشب ابوالفضل العباس (ع) با ماندن در رکاب حسین بن علی به همه جهانیان درس وفاداری و از جان گذشتگی می دهد. قمر بنی هاشم در کنار حسین می ایستد و جوانمردانه تا پای جان در راه آرمان و هدفش می جنگد.
و چه بگویم از حسین! این مظهر عشق و سرسپردگی در راه خدا که هر آن چه دارد را می آورد و رضای خداوند را می خرد.
مولا جان! امروز پس از گذشت سال ها از واقعه عاشورا هنوز نام تو و یاد تو زنده است. هنوز چشم ها با شنیدن نام تو گریان می شوند و قلب ها به تپش می افتند.
هنوز هم عاشقان آزادگی و جوانمردی در غم تو و فرزندانت خون می گریند و آرزو می کنند که در رکاب تو باشند.
حسین جان! ما همه وامدار تو و نهضت آزادی بخش تو هستیم که اگر نبود نام تو و عظمت قیام ماندگارت امروز از اسلام چیزی نمانده بود.
سلام و درود بی پایان خدا بر حسین (ع) و یارانش که در زندگى و شهادت، آيينه تمام نماى همه ارزشـهـاى انـسـانـى بـودند...
از بهر سرودن یکی قطعه سرخ هفتاد و دو واژه در نظر داشت حسین

گفتم: خسته ام!
فرمودی: هرگز از رحمت من نا امید مباش (زمر۵۳)
گفتم: کسی را ندارم!
فرمودی:از رگ گردن به تو نزدیک ترم (ق۱۶(
گفتم: ولی انگار مرا فراموش کردی!
فرمودی: مرا یاد کنید تا شما را یاد آورم (بقره۱۵۲(
گفتم: تا به کی باید صبر کرد!
فرمودی: و تو چه می دانی شاید آن لحظه بسیار نزدیک باشد (احزاب۶۳(
گفتم:دلم گرفته!
فرمودی:باید به فضل و رحمت خدا شادمان شوید (یونس۵۸(
اَللّهُمَّ مَوْلاي كَمْ مِنْ قَبيح سَتَرْتَهُ وَكَمْ مِنْ فادِح مِنَ الْبَلاءِ اَقَلْتَهُ وَكَمْ مِنْ عِثار وَقَيْتَهُ، وَكَمْ مِنْ مَكْرُوه دَفَعْتَهُ، وَكَمْ مِنْ ثَناء جَميل لَسْتُ اَهْلاً لَهُ نَشَرْتَهُ
اى خدا اى مولاى من! چه بسيار کارهاى زشتم که پوشاندی و چه بسيار بلاهاى سخت که از من بگردانيدى و چه بسيار لغزشها که مرا از آن نگاه داشتى و چه بسيار ناپسندی ها که از من دور کردى و چه بسيار ثناى نيکو که من لايق آن نبودم و تو از من بر زبانها منتشر ساختى
فرازی از دعای کمیل
پی نوشت:
۱- با خودم می گویم اگر خدا برای یک لحظه! تنها یک لحظه بی خیال ستارالعیوب بودنش می شد آنوقت...
غدير، روز حماسه جاويد، روز ولايت، روز امامت، روز وصايت، روز اخوت، روز رشادت و شجاعت ، روز نعمت، روز شكرگزارى، روز پيام رسانى، روز تبريك و تهنيت، روز سرور و شادى و هديه فرستادن، روز عهد و پيمان و تجديد ميثاق، روز تكميل دين و بيان حق، روز راندن شيطان، روز معرفى راه و رهبر، روز آزمون، روز يأس دشمن و اميدوارى دوست ، روز اسلام و قرآن و عترت بر تمام عاشقان حضرتش مبارک...
دست در حلقه آن زلف دو تا نتوان کرد
تکیه بر عهد تو و باد صبا نتوان کرد
آن چه سعی است من اندر طلبت بنمایم
این قدر هست که تغییر قضا نتوان کرد
دامن دوست به صد خون دل افتاد به دست
به فسوسی که کند خصم رها نتوان کرد
عارضش را به مثل ماه فلک نتوان گفت
نسبت دوست به هر بی سر و پا نتوان کرد
نظر پاک تواند رخ جانان دیدن
که در آیینه نظر جز به صفا نتوان کرد
مشکل عشق نه در حوصله دانش ماست
حل این نکته بدین فکر خطا نتوان کرد
من چه گویم که تو را نازکی طبع لطیف
تا به حدی ست که آهسته دعا نتوان کرد
به جز ابروی تو محراب دل حافظ نیست
طاعت غیر تو در مذهب ما نتوان کرد
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
پی نوشت:
1- این غزل زیبای حافظ تقدیم به همه همراهان خوب دل نوشته های من که روز تولد این وبلاگ با دل نوشته های دلنشینان دل گرممان کردند:
اندیشه روشن، سید محمدرضا هاشمی زاده، مهدی هاشمی، دل نوشته های من، سجاد رحیمی مدیسه، علی، مریم، چادر اکسیژن، کمتر از خاک، ترنم سکوت، محمد تورنگ، مهیار، ماه، روزبه نصیری، تارا، احمد، امین، دل آشفته، محمدصادق فاضل، ابراهیمی، محمد پورباقر، معین فارسانی، کوچه باغ
دل نوشته های من بر خود می بالد که دوستانی دارد به وسعت دریا، عظمت آفتاب و سخاوت باران...
همیشه شاد و پیروز و سربلند باشید
۸۶/۸/۷
به نام او که نامش بهترین سرآغاز است
امروز، روز تولد این وبلاگه. هفتم آبان سال یک هزار و سیصد و هشتاد و شش
امید که بتونیم مروج حقیقت، دینداری، صلح، پاکی وانسان دوستی باشیم...
۸۸/۸/۷
امروز روز تولد دو سالگی دل نوشته های منه
امیدوارم تونسته باشم مروج حقیقت، دینداری، صلح، پاکی وانسان دوستی باشم...
******************************
دو سال پیش که این قسمت کوچک دنیای مجازی به نام دل نوشته های من شد...قرار شد دل نوشته های من جایی باشه برای ثبت لحظه های ماندگار زندگی! مثل یک دفترچه خاطرات قدیمی که وقتی دلت می گیره بهش سر بزنی و توی خط به خط صفحات اون دنبال جاودانه های عمرت بگردی! هر چی این دفترچه خاطرات کهنه تر می شه عزیزتره. می شه یه گنجینه تمام عیار از لحظه های نابی که گذشت! وقتی به صفحه اول نگاه می کنی با خودت میگی چه زود گذشت و وقتی به آخرین صفحه می رسی با خودت میگی چه راه زیادی مونده تا برسی به ...
دل نوشته های من یه همراه و همگام خوب بود برای فریاد شور زندگی، برای انعکاس احساس و اندیشه، برای ترنم واژه واژه عشق و دوستی...
و امروز دل نوشته های من به خود می بالد که تولد دو سالگی اش با سالروز میلاد امام هشتم علی بن موسی الرضا(ع) همزمان شده و دعا می کند که همیشه رضا باشد به رضای او...
مولا جان!
چشمانم به گنبد طلایی ات دوخته است
و دستانم به پنجره فولادت
قلبم را به صحن و سرایت سپرده ام
و خودم را به بارگاهت دخیل بسته ام
این بار
نه از پس سال ها و ماه ها
نه از پس روزها و ساعت ها
که درست در همین لحظه
در همین سیاهی شب که منتظر طلوع سپیده صبح است
در همین امتداد لحظه های دلواپسی
در همین شوق زیارت و تمنای حاجت
تنها در همین لحظه
مرا به یاد می آوری؟!
مولا جان!
گاهی دل هوس رفتن می کند
و جان، شوق پرواز
قلبم به طواف آمده است
دریاب
مولا جان! دریاب

گدای کوی رضا شو که این امام رئوف
به سینه احدی دست رد نخواهد زد

