تبليغاتX
دل نوشته های من
درد دل
می گویند:
هر کس که درد می دهد درمان هم می دهد
...
و چه زیبا دردی
و چه دلنشین درمانی
...
الهی
و ربـی
مـن لـی غـیرک
+دوشنبه 25 شهریور1387ساعت0:8توسط رقیه نیک پور |
آماده ایم؟

امروز 27 شعبان

همین الان متوجه شدم سه روز دیگر به ماه رمضان مانده است. معلوم است خیلی برای آمدنش انتظار کشیده ام و خود را آماده کردم!!!

می گویند ماه رمضان، ماه گشایش درهای رحمت الهی به روی بندگان است اما نمی دانم چرا هنوز فرصت نکرده ایم درهای دلمان را به روی آن بگشاییم؟

می گویند ماه رمضان، ماه مهمانی خداست اما نمی دانم چرا هنوز برای این مهمانی بزرگ برنامه ریزی نکرده ایم؟

مسجد ها را غبارروبی می کنیم غافل از این که غبارروبی دل هایمان بسی واجب تر است...

ساعت های کاری مان را در این ماه کم می کنیم تا بیشتر به عبادت! بپردازیم در حالی که حتی خوابیدن روزه دار در این ماه عبادت است چه برسد به کار کردن.

هر چه فکر می کنم می بینم شهرمان هم هنوز حال و هوای ماه رمضان را ندارد، فقط تبلیغات سریال های ماه رمضان شروع شده که آن هم انسان را یاد همه چیز می اندازد جز معنویت فراوان این ماه!

هنوز قرآن هایمان را هم بیرون نیاورده ایم که مثل همان رسم همیشگی یک ختم قرآن در این ماه داشته باشیم و بعد آن را ببندیم و بگذاریم تا سال بعد... ماه رمضانی دیگر... آیا باشیم یا نباشیم؟؟؟

و مسجد محله مان که اصولا سالی سه چهار بار، آن هم در شب های قدر (اگر بشود) سری به آن جا می زنیم و درد دل و راز و نیازی و تمام!

نمی دانم

دلم برای نوای "ربّنا"ی ماه رمضان تنگ شده است...

خدا رو شکر! لااقل وبلاگم حال و هوای رمضان گرفت.

خدایا! قبول کن

...

 

+جمعه 8 شهریور1387ساعت23:48توسط رقیه نیک پور |