تبليغاتX
دل نوشته های من
نور رسالت

 

شب هنگام است

درون مکه تاریکی و خاموشی نمایان است

هوا تاریک، درون مردمان تاریک، همه تاریک، همه تاریک...

تو گویی ز آسمان آن شب فرو بارید بارانی ز تاریکی

بله، در نیمه های این شب تاریک

وزان سو ناگهان نوری فرو بارید

الها لؤلؤ است آن یا که مروارید

که این سان این شب تاریک درخشان است

عجب دارم از آن موجود انسان است!

بلی آن شب... در آن ظلمت...

محمد...

به سوی غار       برای گفتگو با یار      روان می گردد

تک و تنها، نهادست چشم خود در راه

که تا شاید کند پیدا در آن جا مونس خود را

محمد...

در سکوت شب   در این دم می نهد بیرون ز شهر مردگان پا را

به لب خاموش        به سر غوغا و در دل جوش      و راه چاره می یابد

پس آن گاه که پیماید کسی از راه

دوباره آن غم آلوده نگاهش را به شهر خفته اندوزد

و بر بخت بد مردم اشک افشاند

ز دل آن گاه ... برآرد آه      و دستش را برد بالا

که ای الله... توانم ده که بردارم      بلند دیوار ظلمت را

بلی غار حرا آن شب             به دل می پروراند اتفاقی را

محمد همچنان آرام درون غار گذارد گام

سپس آهسته بنشیند      و آن گه چشم هایش را به آن سوی افق دوزد

و ساعت های طولانی نه می جنبد نه می گوید

نمی دانم در آن سوی افق و آنجا         چه می بیند...چه می گوید

که ناگه اتفاق افتاد...

طنینی از صدایی سخت و وحشتناک     درون کوه می گردید

زمین لرزید و آن گه آسمان بشکافت   و نوری ز آن میان بشتافت

صدای حیرت آلودی از آن برخاست      که این می گفت

اقرأ یا محمد

هان محمد! خوان

وجودش سخت می لرزید      عرق از صورتش ریزان

که آخر که را خوانم

برای چندمین بار آن صدا این بار کند تکرار

هان محمد! خوان به نام خالق یکتا       به نام آن که از خون آفریدت

و پس آن که قلم دادت      به نام خالق رحمان       به نام ایزد منان  

محمد هان... محمد خوان

سپس آن نور شد خاموش     بلی، آن نور رسالت بود

محمد از زمین برخاست    شتابان بی درنگان   به سوی مکه می آمد

بلی می رفت تا بت های پوشالی      فرو ریزد و با سردی و تاریکی در آویزد

و آن خاموش مشعل های افسرده  برافروزد...

+یکشنبه 28 تیر1388ساعت23:11توسط رقیه نیک پور |
روي سيلي خورده زهرا شهادت مي دهد/ از علي مظلومتر مردي در اين دنيا نبود

نم نم باران بي كسي از ابرهاي غربت باريدن گرفته و توفان سهمگين خزان به سمت آشيانه اول مظلوم عالم شتاب مي گيرد. با تقدير چه مي شود كرد؟ با دست هاي بسته شده با طناب رذالت مردم مدينه، علي(ع) نيز نمي تواند از نفوذ آتش داغ فاطمه(س) به خرمن خويش ممانعت كند. او فرزندان فاطمه را در پناه خويش مي گيرد و در آئينه چشم هايشان قصه سراسر غصه زندگي شان را نظاره مي نمايد.

آرام اشك مي ريزد، مي خواهد زبان بگشايد و با فاطمه درد دل كند اما مي هراسد كه ضجه اي از دل دردانه پيامبر برخيزد و زمين و زمان را به هم دوزد و شراره هاي اشك او آتش بر عالم اندازد اما نه!‌ براي درد دل با فاطمه همان يك نگاه كافي است و علي چه غريبانه با چشم هاي نافذش به فاطمه مي نگرد و با نگاه او درد دل مي كند.

             

اي عصمت عظماي الهي!‌ روزگار بي تو بودن يعني خاكستر شدن با آتش بي كسي و تنهايي. چرا كه بعد از رفتنت،‌ غربت با علي قرابت خواهد نمود و هنگام عروج تو با هودجي از نور،‌ علي نيز در خيمه بي كسي خويش به ياد روزهاي با فاطمه بودن آرام آرام خواهد گريست. چرا كه غروبت، آيه هاي غربت علي است...

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمهَ وَ اَبیها وَ بَعلِها وَ بَنیها وَالسِّرِ المُستَودِعِ فیها بِعَدَ دِما اَحاطَ بِهِ عِلمُک

+پنجشنبه 7 خرداد1388ساعت0:59توسط رقیه نیک پور |
ز احمد تا احد يك ميم فرق است...جهاني اندر اين يك ميم غرق است

 

حضرت احديت چون انگشتري خلقت بي نگين ديد "احد" را در ميان نگيني نهاد و "احمد" پديد آمد كه سر حلقه اتصال عاشقان و واحد همه موحدان و توحيديان شد...

با تبسم هاي شيرين، با گلاب و حلقه گل،‌ با تمام آرزوهاي قشنگ نوبهاران، دف بچرخان و برقصان غنچه هاي كبريا را... فصل ميلاد گل آمد... فصل زيباي بهاران... شاد باش اينك مسلمان...

آفرينش بر مدار عشق بود

مصطفي آيينه دار عشق بود

"م" او شد مركز پرگار عشق

در تجلي بر سر بازار عشق

تا قلم بر حلقه "صاد"ش رسيد

شد الم نشرح لك صدرك پديد

"طا" طريق عشقبازي را نوشت

"فا" فروغ سرفرازي را نوشت

"يا" يقين عشقبازان را نگاشت

خلق آدم بيش از اين يارا نداشت

دست حق تا خشت آدم را نهاد

بر زبانش نام خاتم را نهاد

نام "احمد" نام جمله انبياست

چون كه صد آمد نود هم پيش ماست

+یکشنبه 25 اسفند1387ساعت13:9توسط رقیه نیک پور |
مولا جان بيا! ...

شب فراق تو مولا، عجيب يلدايى است‏
طلوع ماه جمالت، عجب تماشايى است‏
نگاه خسته عشّاق چشم بر راهت‏
به سمت مشرق آن قله‏هاى شيدايى است‏
شميم وصل تو عطر هواى بارانى
نسيم كوى تو آقا، دم مسيحايى است‏
در آسمان شب بى‏فروغ هجرانت
ستاره‏هاى درخشانى از شكيبايى است‏
به قلب خسته‏ام از اشتياق ديدارت
شرار روشنى از آتش اهورايى است‏
به روز آمدنت اى بهار روحانى‏
دل خزان زده ما بهشت رؤيايى است‏
تو اى شهاب هدايت ميان شام زمين‏
‏ بيا كه صحن دل آماده پذيرايى است

+شنبه 28 دی1387ساعت0:1توسط رقیه نیک پور |
عید ولایت مبارک
                     
یا علی رمز کتاب هستی است
جوشش سرچشمه های مستی است

یا علی، آیینه آیین عشق
محرم خلوتگه شیرین عشق

عشق با نامش خدایی می کند
بی ولای او گدایی می کند

نغمه وصل است و هجران یا علی
جلوه درد است و درمان یا علی

یا علی ماه شبستان سجود
شعر شیوای سحرگاهان جود

یا علی گوی و خدا را یاد کن
این خراب آباد تن آباد کن

گرچه قرآن شعر نابی از خداست
مطلع سبزش به نام مرتضی است

+چهارشنبه 27 آذر1387ساعت0:38توسط رقیه نیک پور |
عرفات عشق بازان سر کوی یار باشد...
 

         

               عرفات عشق بازان سر کوی یار باشد
                                                   به جمال کعبه زین در نروم که عار باشد

+دوشنبه 18 آذر1387ساعت13:45توسط رقیه نیک پور |
بقیع، بغض شیعه

                        

جــلـوه جـنـت به چـشم خـاكیان دارد بـقـیـع

یــا صــفـای خـلــوت افــلاكـیــان دارد بـقـیـع

مـی تـوان گـفت از گـلاب گـریـه اهـــل نـظر

صــد هـزاران چـشـمـه آب روان دارد بـقـیـع

گـر چـه می‌تابد بر او خورشید سوزان حجاز

از پـــر و بــال مــلائـك ســایـبـان دارد بـقـیـع

شب كه تنها میشود با خـلوت روحانی اش

ای مـــدیـنـه انـتــظـار میــهمان دارد بـقـیـع

شب كه تاریك است و در بر روی مردم بسته است

زائـری چــون مــهــدی صاحــب زمــان دارد بـقـیـع

8 شوال سالروز فاجعه تخریب حرم مطهر ائمه مظلوم بقیع علیهم‌السلام

هشتاد و پنجمین سال فاجعه تخریب حرم مطهر ائمه مظلوم بقیع علیهم‌السلام و کشتار وحشیانه شیعیان بی پناه حجاز به دست وهابیون جنایتکار و سفاک را به قلب مقدس صاحب‌الامر حضرت بقیة ‌الله الاعظم عجل الله تعالی فرجه تسلیت می‌گوییم

                                              اللهم عجل لولیک الفرج

یوم الهدم :
تا به حال نام یوم الهدم را شنیده اید ؟ یوم الهدم یعنی روز ویران کردن ...
در هشتم شوال سال 1344 هجری قمری پس از اشغال مکه ، وهابیان به سرکردگی عبدالعزیزبن سعود روی به مدینه آوردند و پس از محاصره و جنگ با مدافعان شهر ، سرانجام آن را اشغال نموده ، مأمورین عثمانی را بیرون کردند و به تخریب قبور ائمه بقیع و دیگر قبور هم چنین قبر ابراهیم فرزند پیامبر اکرم – صلی الله علیه و آله و سلم – قبور زنان آن حضرت ، قبر ام البنین مادر حضرت اباالفضل العباس – علیه السلام – و قبر عبدالله پدر پیامبر و اسماعیل فرزند امام صادق – علیه السلام – و بسیاری قبور دیگرپرداختند . ضریح فولادی ائمه بقیع را که در اصفهان ساخته شده بود و روی قبور حضرات معصومین امام مجتبی ، امام سجاد ، امام باقر و امام صادق – علیهم السلام – قرار داشت را از جا در آورده ، بردند . اما این اولین حمله آنان به مدینه نبود . آنان در سال 1221 هجری نیز یک بار دیگر به مدینه هجوم برده ، پس از یک سال و نیم محاصره توانسته بودند آن شهر را تصزف کنند و پس از تصرف اقدام به غارت اشیای گرانبهای حرم پیامبر – صلی الله علیه و آله و سلم – و تخریب و غارت قبرستان بقیع نمودند .
...

بقیه در ادامه مطلب 

ادامه مطلب
+چهارشنبه 17 مهر1387ساعت10:29توسط رقیه نیک پور |
پاداش بندگی

 

              عید رمضان آمد و ماه رمضان رفت                       

                                                          صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت

         دعای وداع ماه مبارک رمضان

+چهارشنبه 10 مهر1387ساعت4:3توسط رقیه نیک پور |
جمعه های دلواپسی
مردم دیده به هر سو نگرانند هنوز

چشم در راه تو، صاحب نظرانند هنوز

 

لاله‏ها،شعله كش از سینه داغند به دشت

در غمت،همدم آتش جگرانند هنوز

 

از سراپرده غیبت خبرى باز فرست

كه خبر یافتگان،بى‌خبرانند هنوز!

 

آتشى را بزن آبى به رخ سوختگان

كه صدف سوز جهان،بد گهرانند هنوز

 

پرده ‏بردار! كه بیگانه نبیند آن روى

غافل از آینه،این بى‏بصرانند هنوز!

 

رهروان در سفر بادیه،حیران تواند

با تو آن عهد كه بستند،بر آنند هنوز

 

ذرّه‏ها در طلب طلعت رویت، با مهر

همچنان تاخته چون نوسفرانند هنوز

 

سحر آموختگانند، كه با رایت صبح

مشعل افروز شب بى‏سحرانند هنوز

 

طاقت از دست شد،اى مردمك دیده! دمى

پرده بگشاى! كه مردم نگرانند هنوز

 

"مشفق كاشانى"

 

 مهدی جان!

جمعه های دلواپسی را یک به یک پشت سر می گذاریم و چشمانمان در شوق آمدنت هماره اشکبار است. بیا ...

بیا و جمعه هایمان را جور دیگری معنا کن..

 

 

+جمعه 25 مرداد1387ساعت19:10توسط رقیه نیک پور |
بعثت نبوی مبارک

ستاره ای بدرخشید و ماه مجلس شد
                              دل رمیده ما را انیس و مونس شد
نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت
                           به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد

            

+چهارشنبه 9 مرداد1387ساعت0:18توسط رقیه نیک پور |
فاطمه! طلیعه عشق

فاطمه! ای طلیعه عشق! ای بهانه هستی! ای عصاره وجود رسول!
مانده ام از تو چه بگویم؟ چگونه بگویم؟ که قلم در ستایش از توست. تویی که:
تجلی خدایی و خدای تجلی...
تمام حسنی و حسن تمام...
کوثر حقیقتی و حقیقت کوثر...
چشم روشن رسولی و روشنای چشم رسول...
محبوبترین همسری و همسر محبوبترین...
تجسم عصمتی و عصمت مجسم...
...
و اینک ... تو آن ماه تمامی که روزی از مشرق سرزمین وحی درخشیدن گرفتی و امروز عالمیان همچنان سرگشته و سرمست از حضور شکوهمند تو...
               

میلاد نازدانه آل کسا، حضرت فاطمه زهرا سلام الله علیها بر همه شیفتگان و رهپویان طریقش مبارک

+سه شنبه 4 تیر1387ساعت11:58توسط رقیه نیک پور |
از علی و فاطمه مظلوم تر پیدا نشد

امشب دیگر صدای گریه های فاطمه در کوچه های غریب مدینه به گوش نمی رسد. امشب دیگرعلی نگاه نافذ فاطمه را نمی بیند. امشب دیگر فرزندان فاطمه دست های پر مهر مادر را بر سرشان حس نمی کنند. امشب دیگر...

یاس خوشبوی رسول ، حضرت زهرای بتول چه غریبانه از این جهان رخت بر می بندد و علی چه مظلومانه فاطمه اش را غسل می کند و شبانه به خاک می سپارد تا مبادا چشم های ناپاک این مردمان نظاره گر اشک هایش باشند. همانان که آن چنان از گریه های فاطمه در فراق پدر به ستوه آمده بودند که  آرزوی خزان دختر پیامبرشان را در دل می پروراندند. همانانی که زهرای اطهر روزگاری سرور زنانشان بود و اینک از جواب سلام فاطمه نیز مضایقه می کنند.

و چه رنجی کشید فاطمه از این مردم که از علی خواست قبر مطهرش را نیز از آنان مخفی سازد...

          

 

گریه کردم عقده دل وا شود اما نشد

در مدینه گشتم و گمگشته ام پیدا نشد

جستجو کردم بسی در بین مظلومان ولی
از علی و فاطمه مظلوم تر پیدا نشد

+شنبه 18 خرداد1387ساعت0:32توسط رقیه نیک پور |
شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت

می فروشی گفت: کالایم می است

رونق بازار من ساز و نی است

من خمینی دوست می دارم که او

هم خم است

                  و هم می است

                                       و هم نی است

 

نوزدهمین سالروز عروج ملکوتی حضرت امام خمینی(ره) تسلیت و تعزیت باد.

 

شربتی از لب لعلش نچشیدیم و برفت

امام رفت

و زمین ماند

و ما نیز بر زمین ماندیم

با داغ جراحتی سخت بر دل

و باری سنگین بر دوش

اکنون این مائیم

و امانت او

...

+سه شنبه 14 خرداد1387ساعت15:25توسط رقیه نیک پور |
در سوگ یاس
          

شريعتي چنين روايت مي کند:
... آرام و سبکبار بر بستر خفت، رو به قبله کرد، در انتظار ماند.
لحظه اي گذشت و لحظاتي ...
ناگهان از خانه شيون برخاست...
پلک هايش را فرو بست و چشم هايش را به سوي محبوبش که در انتظار او بود گشود و شمعي از آتش و رنج در خانه علي خاموش شد.
و علي تنها ماند با کودکانش.
از علي خواسته بود تا او را شب دفن کنند، تا گورش را کسي نشناسد.
و علي چنين کرد.
اما کسي نميداند که چگونه؟ و هنوز نميداند کجا؟
در خانه اش؟ يا در بقيع؟ معلوم نيست!
و کجاي بقيع؟  معلوم نيست !
و چرا؟
آنچه معلوم است، رنج علي است، امشب بر گور فاطمه ...

اللَّهُمَّ صَلِّ عَلی فاطِمهَ وَ اَبیها وَ بَعلِها وَ بَنیها وَالسِّرِ المُستَودِعِ فیها بِعَدَ دِما اَحاطَ بِهِ عِلمُک

                                                                                                        التماس دعا

+یکشنبه 29 اردیبهشت1387ساعت23:57توسط رقیه نیک پور |
اربعین حسینی

اربعین حسینی، گذشت چهل روز از غروب غم افزاي شهادت شقايق هایی است که حیات اسلام مدیون قطره قطره خون آن هاست

اربعین حسینی، یادآور عظمت حماسه ای است که دلیر مردان و شیر زنان کربلا، قهرمانان همیشه جاوید آنند.

اربعین حسینی، گذشت چهل روز از حادثه ای است که همچون روحی در کالبد بشریت دمیده شد و جان های عاشق را به تکاپو واداشت تا در نبرد حق و باطل، راه را از چاه بازشناسند.

اربعین حسینی، طنین صدای « هل من ناصر ینصرنی » است که تا همیشه روزگار در گوش جهانیان باقی خواهد ماند.

اربعین حسینی یعنی امتداد جاده بی انتهای عاشقی

اربعین حسینی یعنی ...

 

    

 

و اربعین حسینی، شوق تمنای ظهور مولایی است که عاشقان و دلدادگانش هماره « این الطالب بدم المقتول بکربلا » را زیر لب زمزمه می کنند.

 

زیارت اربعین

 

+پنجشنبه 9 اسفند1386ساعت7:22توسط رقیه نیک پور |
شهادت حضرت رقیه

 

پنجم صفر، سالروز شهادت‎‎ حضرت رقيـه‎‎ سلام‎‎ الله‎‎‎ عليها بر شيعيان تسليت باد

 

 

شعري كه بر كاشي حرم مطهر حضرت رقیه(س) حک شده است:

 

زائرين قبر من اين شـام عـبرتخانـه اسـت
مدفنم آباد و قصر دشـمنم ويـرانه اسـت
دخترى بودم سه سـاله دستــگير و بی پـدر
مرغ بی بـال و پرى را اين قفس كاشانه است

داشتم من بسترى از خاك و بالينى ز خـشت
همچو مرغى كو بسا محروم از آب و دانه است
تكيه میزد او به تخت سلطنت با كبر و وجـد
اين تكبر ظالمـان را عـادت روزانـه اسـت
بر تن رنجور مـن شد كهنـه پيراهـن كـفن
پر شكسته بلبلى را ايـن خــرابه لانه است
محو شد آثـار او تـابنـده شـد آثـار مـن

ذلت او عـزت من هـر دو جـاويدانه است

                                                                                       التماس دعا

 

+چهارشنبه 24 بهمن1386ساعت0:32توسط رقیه نیک پور |
تبارک الله احسن الخالقین

خجسته باد نام خداوند، نیکوترین آفریدگاران

که تو را آفرید

از تو در شگفت هم نمی توانم بود

که دیدن بزرگی ات را چشم کوچک من بسنده نیست

پیش از تو، هیچ اقیانوس را نمی شناختم

           که عمود بر زمین بایستد...

پیش از تو، هیچ خدایی را ندیده بودم

                             که پای افزاری وصله دار به پا کند

                                         و مشکی کهنه بر دوش کشد

                                                          و بردگان را برادر باشد             

آه! ای خدای نیمه شب های کوفه تنگ

      ای روشن خدا در شب های پیوسته تاریخ

                                                ای روح لیله القدر                   

                                                             حتی اذا مطلع الفجر

شب از چشم تو، آرامش را به وام دارد

و طوفان، از خشم تو، خروش را

کلام تو، گیاه را بارور می کند

                     و از نفست گل می روید     

چاه، از آن زمان که تو در آن گریستی، جوشان است

سحر از سپیدی چشمان تو می شکوفد

و شب در سیاهی آن به نماز می ایستد

هیچ ستاره نیست که وام دار نگاه تو نیست

                             لبخند تو، اجازه زندگی است   

                                  هیچ شکوفه نیست کز تبار گلخند تو نیست

شعر سپید من، رو سیاه ماند

                که در فضای تو، به بی وزنی افتاد

هر چند، کلام از تو وزن می گیرد

وسعت تو را، چگونه در سخن تنگ مایه گنجانم؟

تو را در کدام نقطه باید به پایان برد؟

الله اکبر

آیا خدا نیز در تو به شگفتی درنمی نگرد؟

فتبارک الله، تبارک الله

تبارک الله احسن الخالقین

خجسته باد نام خداوند

                که نیکوترین آفریدگاران است

                                                 و نام تو  

                                                          که نیکوترین آفریدگانی.

«عید سعید غدیر خم بر پویندگان طریق امامت و ولایت مبارک و خجسته باد»

 

+جمعه 7 دی1386ساعت13:51توسط رقیه نیک پور |
پیوند آسمانی

 

سالروز پیوند آسمانی و مقدس حضرت علی و حضرت فاطمه سلام الله علیهما مبارک

 

+چهارشنبه 21 آذر1386ساعت12:25توسط رقیه نیک پور |