نهم ربیع الاول سالروز آغاز امامت و ولایت حضرت ولی عصر(عج) مبارک


چه جمعه ها كه يك به يك، غروب شد نيامدی
چه بغض ها كه در گلو رسوب شد نيامدی
خليل آتشين سخن! تبر به دوش بت شكن!
خداي ما دوباره سنگ و چوب شد نيامدی
براي ما كه خسته ايم و دل شكسته ايم ، نه!
ولي براي عده اي چه خوب شد نيامدی
تمام طول هفته را در انتظار جمعه ام
دوباره صبح، ظهر، نه! غروب شد نيامدی
غروب جمعه یعنی دل تنگی، غروب جمعه یعنی غربت و غروب جمعه یعنی انتظار . . .
مولا جان! شرمنده ایم از این که واژه انتظار را بارها و بارها نوشتیم و خواندیم اما لحظه ای در آن نیندیشیدیم!
مولا جان! شرمنده ایم از این که خیلی اوقات فراموش کردیم که مولایی همچون تو داریم!
مولا جان! شرمنده ایم از این که قلب هایمان را به گناه آلودیم و ظاهرمان را همچون پاکان نمایان کردیم!
مولا جان! شرمنده ایم از این که حق ناسپاسی تو و خدایت را تمام و کمال ادا کردیم!
مولا جان! شرمنده ایم از این که در همه راه ها جز راه رسیدن به تو گام نهادیم!
مولا جان! شرمنده ایم از این که دست نیاز خویش را به سوی همه کس جز تو دراز کردیم!
مولا جان! شرمنده ایم از این که نامت را، نامت را تنها غروب های جمعه بر زبان آوردیم!
مولا جان! شرمنده ایم، شرمنده ایم . . .



