
پی نوشت:
به دلیل طرح مسائل سیاسی در نظرات و از آن جایی که این پست صرفا خبری بوده، این بخش غیر فعال شده است!

به شما ميهمانان گرامي، علماء و متفکران و سياستمداران و مجاهدان که در چهارمين گردهمائي براي دفاع از فلسطين به جمهوري اسلامي ايران آمدهايد خوشامد ميگويم.
در فاصلهي اين اجلاس با اجلاس قبلي که در روزهاي 15 تا 17 ربيعالاول سال 1427 هجري قمري در تهران تشکيل شد حوادث مهم و تعيينکنندهئي اتفاق افتاده است که افق آينده را در قضيهي فلسطين روشنتر و وظائف ما را دربارهي اين مسألهي همچنان اصليِ دنياي اسلام آشکارتر ميسازد.
از جملهي اين حوادث مهم، شکست شگفتآور نظامي و سياسي اسرائيل در برابر مقاومت اسلامي در جنگ 33 روزهي لبنان در سال 1427 هجريقمري و ناکامي خفتآور رژيم صهيونيستي در جنگ 22 روزهي جنايتکارانهاش با مردم و دولت قانوني فلسطين در غزه است.
اکنون رژيم غاصب که چند دهه با ارتش و تسليحات خود و با پشتيباني نظامي و سياسي امريکا، چهرهئي مهيب و شکستناپذير نشان ميداد، دو بار از نيروهاي مقاومت که با اتکاء به خدا و مردم، بيش از اتکاء به سلاح و تجهيزات ميجنگيدند، شکستخورده و با وجود تمرينها و آمادهسازيهاي نظامي و سازمانهاي عريض و طويل اطلاعاتي و حمايت بيدريغ امريکا و بعضي دولتهاي غربي و همدستي برخي منافقان جهان اسلام، انحلال، و شيب تند سقوط، و عدم کفايت خود در برابر موج نيرومند بيداري اسلامي را ظاهر ساخته است.
از سوئي ديگر جناياتي که در حادثه تاريخي غزه از مجرمان صهيونيست سر زد؛ کشتار وسيع مردم غيرنظامي، ويران کردن خانههاي بيدفاع، سوراخ کردن سينهي کودکان شيرخوار، بمباران دبستان و مسجد، بهکارگيري بمبهاي فسفري و برخي سلاحهاي ممنوع ديگر، بستن راه غذا و دارو و سوخت و ديگر نيازهاي اوليهي مردم در مدتي نزديک به دو سال، و بسي جنايات ديگر، ثابت کرد که غريزهي وحشيگري و جنايت در سران دولت جعلي صهيونيست، با دهههاي آغازين فاجعهي فلسطين هيچ تفاوتي نيافته و همان سياست و همان خويِ درندگي و بيرحمي که فاجعههاي دير ياسين و صبرا و شتيلا را پديد آورد، امروز هم بعينه بر ذهن و دل ظلماني اين طاغوتهاي زمان حاکم است که البته امروز با بهرهگيري از پيشرفت فناوري، دائرهي جنايت بسي گستردهتر و فاجعهبارتر ميباشد.
چه آنان که با توهم شکستناپذيري رژيم صهيونيست، شعار «واقعبيني» سر داده دست سازش و تسليم در برابر غاصبان دراز کردند، و چه کساني که به خيال باطل خود، نسل دوم و سوّم سياستمداران صهيونيست را مبرّا از جنايات نسل اوّل دانسته، اميد همزيستي سالم در کنار آنان را در دل پروراندند، اکنون بايد به خطاي خود پي برده باشند. اولاً: با موج بيداري امت مسلمان و باليدن نهال مقاومت اسلامي، آن هيبت دروغين فرو ريخته و نشانههاي ناتواني و درماندگي در رژيم غاصب آشکار گشته است، و ثانياً خوي تجاوزگري و بيشرمي از جنايت در گردانندگان آن رژيم همان است که در دهههاي اوّل بود و هرگاه بتوانند يا گمان ببرند که ميتوانند، از هيچ جنايتي رويگردان نيستند.
پای صحبت هایش که می نشینی بیش از هر چیز می توانی مهربانی و فروتنی را در نگاه های گرمش بیابی و بیان دلنشینش که تو را هر چه بیشتر به ماندن در کنارش ترغیب می کند. نفس گرم و صدای گیرا و همیشه آشنایش آن چنان مانوس است که هر چه بیشتر برایت بگوید بیشتر مشتاق آن می شوی که بشنوی.

فؤاد بابان، چهره صمیمی و دوست داشتنی بخش های مختلف خبری صدا وسیما که چهره اش برای هر کسی تداعی کننده خاطره های گذشته است چرا که او در حادثه های تلخ و شیرین ملت ایران با آنان همراه بوده است.
این بار فرصتی شد تا رو در رو و به دور از قالب همیشگی گوینده خبر با این پیشکسوت عرصه گویندگی در نشستی صمیمانه به گفتگو بنشینیم¹:
* جناب آقای بابان شما از چه زمانی کار گویندگی رو شروع کردید؟
از آنجایی که پدرم گوینده خبر در سازمان بود من هم از شش سالگی به همراه ایشان می رفتم و در زمان خدمت سربازی در مرکز کرمانشاه همکاری می کردم پس از آن به تهران برگشتم و از سال 53 بطور رسمی به استخدام سازمان صدا و سیما به عنوان کارمند و گوینده خبر در آمدم.
*در مورد تحصیلاتتون بفرمائید؟
من دیپلمم را در تهران گرفتم و بعد از آن در سال 56 برای ادامه تحصیل به آمریکا رفتم و در رشته مهندسی مکانیک فارغ التحصیل شدم و به ایران برگشتم. در سال 65 هم از طرف سازمان موظف شدیم تا رشته مرتبطی را بگذرانیم که در رشته علوم سیاسی دانشگاه آزاد به تحصیل ادامه دادم.
* به جز کار گویندگی در چه زمینه دیگری فعالیت داشتید؟
من حدود 12 سال مدیر عامل یک کارخانه بودم و همچنین در کار ساخت و ساز ساختمان نیز بوده و هستم در کل کار تولید را دوست دارم چون فکر می کنم کار ساخت و ساز یک نوع تولید است که باعث شده عشق و علاقه زیادی به این گونه تولیدات داشته باشم.
* آقای بابان شیرین ترین و تلخ ترین خاطره شما در کار گویندگی چه بود؟
کار ما سراسر خاطره است اما شیرین خاطره من در کار گویندگی خبر، شکستن حصر آبادان بود که من اعلام کردم و تلخ ترین خبر رحلت حضرت امام (ره) و زلزله بم بود.
* اما چرا بعد از 34 سال کار گویندگی خبر، آقای بابان در ذهن ها ماندگار شد؟
به نظر من در این کار نباید غرور داشت چرا که هر چه هست اول لطف خداوند متعال وبعد مردم عزیزمان است. فکر می کنم تواضع و خضوع من باعث شد که این دوام ایجاد شود چرا که مردم را قبول داشتم و هرگز خودم را بالاتر از آنها نمی دانستم. من چون عاشق این کار بودم و مطمئنا کسی که به دنبال شهرت باشد ماندگار نخواهد شد.
* چه صحبتی با قشر جوان که هنوز در ابتدای راه هستند دارید؟
من چون آن دوران را پشت سر گذاشتم شاید نتوانم به خوبی در موردش صحبت کنم خودم هم در زمان جوانی اگر کسی مستقیم به من نصیحت می کرد نمی پذیرفتم.
آروز می کنم جوانان ما در هر کجا که زندگی می کنند موفق و سرافراز و پیروز باشند و تا آنجا که می توانند با توجه به فرهنگی که قرآن کریم برای ما تبیین کرده است به پدر و مادر احترام بگذارند، حق استاد را بدانند و ادا کنند.
امروز دیگر فرمان این مملکت به دست شماهاست. خودتان را اول باور کنید تا بتونید این کشتی را در آن دریای پرتلاطم هدایت و راهبری کنید.
ما باید علم و پیشرفت را از کشورهای غربی بیاموزیم ولی علم و هنر خودمان را نیز فراموش نکنیم و سعی کنیم همیشه چون نگینی در زمینه های مختلف بدرخشیم.
...............................................................................................
پی نوشت:
1- این گفتگو در حاشیه دوره آموزشی تطبیقی گویندگی خبر که به همت صدا و سیمای مرکز مازندران برگزار شد تهیه شده و افتخار داشتیم که در استان مازندران چند روزی در خدمت این استاد گرانقدر باشیم. به راستی که تجربه های ارزنده شان در زمینه گویندگی خبر همچون چراغی است برای کسانی مثل ما که تازه قدم در این راه گذاشته اند.
در پی حملات وحشیانه رژیم صهیونیستی به نوار غزه و کشتار مردم بیگناه غزه بویژه کودکان فلسطین و سکوت مجامع بین المللی و کشورهای منطقه در قبال این جنایت، حضرت آیت الله خامنه ای رهبر معظم انقلاب اسلامی پیامی صادر فرمودند .
بسم الله الرحمن الرحیم
امت بزرگ اسلام، ملت عزیز ایران
حوادث خونین غزه در این روزها چنان فجیع و دردناک است که نمی توان غم سنگین ناشی از آن را با زبان و قلم بیان کرد. کودکان بی گناه و زنان و مردان مظلوم پس از ماهها محاصره ی کامل، اکنون با قساوت و شقاوت صهیونیست ها، در خانه و کاشانه ی خود به خاک و خون کشیده می شوند. غنچه های نورس در برابر چشم پدر ومادر، و پدران و مادران در برابر کودکان معصوم، در آتش کینه ی جلادان غاصب می سوزند. مدعیان تمدن و انسان دوستی با وقاحت تمام، این فاجعه عظیم انسانی را خونسردانه و بی تفاوت تماشا می کنند و حتی برخی با بی شرمی از آن ابراز خشنودی می نمایند. سکوت دنیای اسلام در برابر این تعدی کم نظیر به هیچ رو پذیرفته نیست.
امت اسلامی باید به خروش آید و سران اسلامی باید خشم ملتهای خود را به رخ رژیم غاصب بکوبند. دست دولت امریکا نیز به خون ملت مظلوم فلسطین آغشته است. به پشتیبانی آن دولت مستکبر و طغیانگر است که صهیونیستها با گستاخی مرتکب این جنایتهای نا بخشودنی می شوند، ملتها و دولتهای اسلامی ندای مظلومیت فلسطینیان مظلوم را به سراسر جهان برسانند و وجدانهای خفته را بیدار کنند. آیا ملت امریکا می داند که زمامدارانش این گونه همه ی حرمت های بشری را در پیش پای صهیونیستها قربانی کرده اند ؟ آیا ملت های اروپایی باخبرند که تسلط سرمایه داران صهیونیست بر کشورهای آنان، کار سیاستمدارانشان را به کجا کشانده است؟
و این تصادف و اتفاق نیست که همزمان با این جنایتهای نظامی، در گوشه دیگر از جغرافیای زیر سیطره ی استکبار، برترین مقدسات اسلامی دستخوش تعرض می شود و قلم های پلید و سیاست های شیطانی حامی آنها، ساحت مقدس حضرت رحمه للعالمین را که همه ی بشریت وامدار پیام الهی او وذات مقدس اوست، مورد هتک و اهانت قرار می دهند.
آری این اسلام عزیز است که با پیام رهائی بخش و ظلم ستیز خود و با برانگیختن روح کرامت و عزت در انسانها و ملتها، مستکبران را به وحشت انداخته و آتش کینه ی ملتهای مسلمان را در دل آنان مشتعل ساخته است و حرکات انان را دیوانه وار کرده است .
اکنون مستکبران طغیانگر بدانند که با خشونت و درندگی نخواهند توانست فروغ بیداری روز افزون اسلامی را خاموش کنند. مقاومت قهرمانانه ی ملت فلسطین و شجاعت حیرت برانگیز مرد و زن و پیر و جوان آنان در برابر صهیونیست های خونخوار، گواه زنده ی این مدعا است. فرجام این درگیری ، پیروزی حق برباطل است، همچنانکه فرمود : فانتقنها من الذین اجرموا و کان حقا علینا نصر المومنین .
اینجانب به مردم غزه، به مردان و زنان مظلوم و مقاوم، به کودکان معصوم و غنچه ها ی پرپر شده درود میفرستم و صبر و فرج و پیروزی آنان را از خدا مسئلت می کنم.
والسلام علیکم و رحمه الله
سید علی خامنه ای
1386/12/12



